تبليغاتX
پرسه تو پستو





















پرسه تو پستو






تقریبا به 10نفری جواب دادم «نمی‌دونم»، وقتی ازم پرسیم این زنه یا مرد!؟

یکی دو بارم البته بهم گفتن تو که نمی‌دونی این چیه، واسه چی کشیدیش!!؟؟ ... (فیگور بغض!) ...

زنه دیگه نه؟! ...

حالا هر جونوری که هست، من فقط می‌دونم این حس نصف تاریک نصف روشن رو خیلی دوست دارم ... خیلی ... یعنی خیلیاااااا! یه چیزی می‌گم یه چیزی می‌شنوی!!!!

پ.ن:
قدیما این موقع چه له‌له‌ای می‌زدم واسه افطار! الان نشستم اینجا و وبلاگ نویسی میکنم! .. ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد؟؟؟! ...


+نوشته شده در سه شنبه 12 شهریور1387ساعت19:37توسط پرسه //




یه مدت از طراحی غم‌های چروک خورده چهره‌های پیر لذت می‌بردم ... سایه زدن چروکای صورت، صورتی که یه روز زیر نور خورشید برق می‌زده، آدمو بزرگ می‌کنه ...

قشنگ‌ترین طراحی تمام عمرم، طراحی از صورت "مادر ترزا" بود ... وقتی کشیدنش تموم شد حس کردم دیگه تو تمام عمرم نمی‌تونم اینقدر محشر کار کنم ... اما اون نقاشی رو مربی کلاس طراحیم با اجازه خودش از من هدیه گرفت! درواقع، دزدید ... گفت لای وسایلم بوده و گم شده ...


+نوشته شده در جمعه 1 شهریور1387ساعت23:56توسط پرسه //



hmmmm! ... چند دقیقه است دارم فکر میکنم که این یکیو کجاشو کج کشیدم احتمالا! که بنویسم اینجا بخندیم! ...

 

 


آهااا! یافتم!!! ... تو رو خدا ته انگشتاشو نیگا کن!!! آخه کدوم جونور دو پایی دستش این شکلیه آخه!!! ...

پ.ن:

فقط میخوام ببینم کی چیکارست!!!


+نوشته شده در چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت20:45توسط پرسه //


اسم اینو گذاشته بودم "رعنا " ...




فقط نمیدونم چرا صورتشو کج کشیدم!!! ... و اون انگشتای ناقصش!!! ...


 

+نوشته شده در سه شنبه 31 اردیبهشت1387ساعت16:13توسط پرسه //

 

طراحی با مداد ... طرفای سال ۸۲-۸۳ خیلی این کارو دوست داشتم ...

الان کمتر حسش پیش میاد ...

 

 

 

+نوشته شده در شنبه 28 اردیبهشت1387ساعت11:53توسط پرسه //