تبليغاتX
پرسه تو پستو





















پرسه تو پستو

hmmm ... خوبه ... فکر میکنم از صبح حدود 8-9 ساعتی هست که اسهال نداش...

ow، یه لحظه، الان بر می گردم!

+نوشته شده در سه شنبه 12 آبان1388ساعت22:21توسط پرسه //

wow! واقعا دنیا اینقدر شارپ بود؟!

...


پ.ن:

آ آ آه ای عینک... سلام!

فقط تو مرا نکرده بودی.


+نوشته شده در دوشنبه 4 آبان1388ساعت0:59توسط پرسه //

بایست

پاهایت را به اندازه عرض شانه هایت باز کن

و دستهایت را به دو طرف بکش

تا میتوانی

تا میتوانی

تا میتوانی!

.

.

.

من اینگونه مردم

+نوشته شده در پنجشنبه 2 مهر1388ساعت18:20توسط پرسه //

دوباره یک تکه ام نیست؛

می دانم!... می دانم که این پازل قرار بود خیلی راحت کامل شود!!

اما نیست ...

دوباره یک تکه ام نیست ...

 

پ.ن:
روزی که دختران همسایه، خودشان را به دو تکه تقسیم کردند؛

من،

دویدم، دویدم، و دویدم؛ و خودم را آنچنان یه دیوار زدم، تا هزار تکه شوم ...

و حالا که وقت چیدن پازل هاست،

آنها، هر روز، دو تکه هایشان را کنار هم میگذارند، و می خندند ...

و من ...

مدام تکه هایم را گم می کنم ...

...

خنده ام نمی گیرد

کمی تنهایم بگذار

من یک پازل هزار تکه ام،

که بایــــــــــــــد،

تکه هایش را پیدا کند...

+نوشته شده در چهارشنبه 7 اسفند1387ساعت23:27توسط پرسه //

هنوز باورم نمی شود که رفته ای ...

یادش به خیر؛

چقــــــــــدر گُ.ه بودی عزیزم.

+نوشته شده در جمعه 2 اسفند1387ساعت11:21توسط پرسه //

تابستان، برقمان را قطع می کنند؛ چراغهای گازی را روشن می کنیم ...

زمستان، گازمان را قطع می کنند؛ کرسی های برقی را راه می اندازیم ...

ما، ملت غیور و همیشه در صحنه ایم محمـــــــود،

بچــــــــــرخ ... تا بچــــــــرخیم!

پ.ن:
کرسی برقی، گوشه هال، روبه روی
TV؛

من، آقای پدر، خانوم مادر؛

گردو، برگه زردآلو، چایی؛

کتاب، روزنامه، کاموا؛

فرار از تنهایی ...

آرامش ...

گرما ...

سنت، یا مدرنیسم؟! مسئله این است؟؟


+نوشته شده در جمعه 4 بهمن1387ساعت19:43توسط پرسه //

توی این سکوت (...)ی، با این جزوه امتحان (...)ی تر، با این عرعر بلندگوی محل که نمیدونم تو این وقت شب داره چه (...)شِری سر هم می کنه؛ گـ و.ز تکان دهنده ی همسایه قشنگترین اتفاقیه که می تونه بیفته!

بلاشک الان اون طرف یه عده دارن کرکر میخندن... خوش به حالشون... !

+نوشته شده در دوشنبه 30 دی1387ساعت17:2توسط پرسه //

دوباره مغزم کهیر زده است ...

انگار امسال جانوران سه ماه زودتر جفت گیری می کنند!

بوی گند عشق می آید

عزیزم! آن پنجره ها را ببند ...

+نوشته شده در شنبه 21 دی1387ساعت19:40توسط پرسه //