|
تلویزیون روشنه و دکتر کردوانی داره میگه: شتر به خاطر سه تا صفتش مشهوره: ناموس پرستی، محبت شدید، و کینه خیلی زیاد... و بعد پشت بندش 3-4 تا خاطره ردیف میکنه از کینه و محبت شتر که توی اونا از کینه زیاد دنبال یه سری آدما کرده و خودش رو انداخته روشونو اینقدر هیکلشو مالونده رو اونا تا مردن، و جاهای دیگه از محبت زیاد به بچه اش اشک تو چشاش جمع شده و با موسیقی گریه میکنه و چه میدونم از این صحبتا... مامان به بابا: wow خب این چه محبتی شد! چقدر کینه ایه!!! من (از دور) : نماد مردم جهان سوم ... مامان و بابا همزمان بر میگردن و با تعجب به من که لم دادم و دارم با خونسردی هورت هورت چایی میخورم نیگا میکنن! من که یهو میبینم نظریه ام همچین انگار خوب چسبیده سریع میرم تو فاز ۲پروژه یعنی تلقین به مخاطب: گفت اون یکی صفتش چی بود؟؟ بابا: ناموس پرستی! یه پوزخند ناشی از خبث طینت میزنم، و با گفتن جمله "جاش تا ابد تو همون بیابونه"، سعی میکنم این یکی هورت چایی رو یکم فیلسوف مآبانه تر بالا بکشم (پایان فاز ۳ - تثبیت -).
... در روزگاران کهن خزانه دولت از درآمد ناشی از تولید جامعه
پر می گردید، بنابراین دولت می باید حداقل تجهیزات لازم برای افزایش هرچه بیشتر
تولید را فراهم آورد، حال آنکه از این پس خزانه دولت از سرمایه نفتی آکنده می گردد. دولت بی نیاز از تولید جامعه، صاحب مکنت است و در فروپاشی سازمان تولید، این
جامعه است که نگاه به دست دولت دارد. دولت قانونگذار و مجری، به دولت روزی بخش نیز
تبدیل می گردد. نقشی که از این پس اهمیتی روزافزون می یابد ... توصیف آغاز دوره پهلوی آقای دکتر حبیبی – کتاب از شار تا شهر
_ هی، وجدان... اون گردالیه که یه چیز لزج از توش اومده بیرون و داره رو دیوار راه میره ... * حلزونه، لیفت (lifet) رو بزن ... _ hmmm ... عجب ... * ... _ (آوازهای منقطع) ... به به چقدر همه چی خوبه ... (آوازهای منقطع) * کوفت عزیزم. از سوسک که بهتره _ تو انگار یه طوریت میشه ها! من که دارم واسه خودم حال میکنم! هرکی ندونه تو خوب میدونی که من تو این حموم با جانداران زیادی همزیستی مسالمت آمیز داشتم، این که فقط یه حلزونه! لاکشو میگیرم و می برمش تو باغچه... تو اگه مشکلی داری همینطور حرص بخور و خودتو cool نشون بده. * i love it _ Me too * Fine _ Fine
نه ه ه ه ! (مار نیشم زد) بیری بیری بیری بیرینننننننگ گ گ گ گ دوباره افتادم تو ردیف اول؟؟؟ (پا میشم یکم ک-و-نمو میمالم) گندش بزنن ... این چه وضعشه ... (چشمامو میبندم یه ورد جدید می خونم و دوباره تاس میندازم...) Hello New Game :) پ.ن: هر آنکس که در سرش مقداری مغز داشته باشد، تنهــــــــــــا، از نردبان بالا می رود. * * ویکتور پرسه مارک بک
دیشب خواب دیدم تو یکی از اتاقای خونه قدیممون گیر افتادم (90% خوابای خونگیه من گیر داده تو این اتاق اتفاق میفته) بدین ترتیب که یک عدد مار توش بود به ضخامت چوب کبریت و به درازیه عرض اتاق که در راستای عرض اتاق کشیده شده. بعد، از هر 30 سانتی متریش یه شعبه به شکل کاملا عمود زده بود بیرون به طول، hmmm، تقریبا 70 سانتی متر. (من همونجااسمشو مار شونه ای گذاشتم فکر کنم) سر همه اینام یه کله کوچیک قرمز بود که همچین نافرم خیره شده بودن به اینجانب و به محض تکون خوردنم همه با هم وول می خوردن.شیوه حمله اشونم اینجوری بود که سیم ثانیه گرد میشدن عینهو متر خیاطی، و بعد یهو شاتاااااااارق پرتاب میشدن. فکر کنم به من حمله نکردن اما انگاری یه کلیپ تو خوابم پخش شد که شیوه حمله اشونو به یه بدبختی نشون میداد و اینکه چجوری دوست یارو داشت تلاش میکرد تا با چنگال سم مار رو خارج کنه. خلاصه دمش گرم خواب خیلی ت*خ*می-تخیلی ای بود یه تنوعی به خوابای ما داد.
hmmm ... خوبه ... فکر میکنم از صبح حدود 8-9 ساعتی هست که اسهال نداش... ow، یه لحظه، الان بر می گردم!
هم م م ش دلش می گی ی ی ی ره هم م م م ش تنش اسی ی ی ی ره خنجر زده خوب نشده بل بل هم زده گویا جور نشده |
About![]()
کسی که جنگجوست باید همواره در حال جنگ باشد ...
آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 RAMBLE with me
..:: PHOTO is LIFE ::..
Miss Par3OOs (به زودی)
تاریکخونه |