تبليغاتX
پرسه تو پستو





















پرسه تو پستو

3 پر (اسلیپینگ بیوتی داخل عکس-ضمیر ناخودآگاه سابق) در راستای restart کردن مغز و روحیه و سایر قضایا یک سری پیشنهاد رو مطرح کرد، از جمله یادآوری خاطرات گذشته. گرچه خیلی کلیشه ای و در بعضی موارد نکبتی به نظر میومد، اما علی الحساب از وضع کنونی به هر شکلی که فکرشو بکنید بهتره


+نوشته شده در پنجشنبه 29 مرداد1388ساعت23:52توسط پرسه //

به یک عدد اتاق 2 در 2،

و مقداری کار (هر چی)،

و یک انسانی که دور و بر باشه واسه مواقع اضطرار و کمک،

در پایتخت،

نیازمندیم.

با تشکر

(یک مهندس معمار معدل بالای 16، با IQ=130، شاعر، نقاش، و چند تا ویژگی اصلا به درد نخور دیگه)



+نوشته شده در شنبه 24 مرداد1388ساعت15:3توسط پرسه //

وقتی این تخم طالبی داره تو سینک ظرفشویی با اعتماد به نفس جوونه می زنه، من و تو چمونه (chemoone) دیگه، ها؟
محکمتر سلام اصطبل منزه من

+نوشته شده در پنجشنبه 15 مرداد1388ساعت14:30توسط پرسه //

اون وقتا با اینکه دهنم هنوز بو شیر می داد، از این پسره تو "ممل" خیلی خوشم میومد.

یه حس فلسفی - عاطفی خوفی بهم میداد.

الان که دیگه فاجعه است... میتونم ساعتها بهش زل بزنم و مثه سگ کیف کنم.


+نوشته شده در سه شنبه 13 مرداد1388ساعت13:22توسط پرسه //

امروز ر.ی.دنی دوباره، به مملکتی سرافراز، و ملتی همیشه در صحنه، در مراسمی معنوی و سرشار از هاله های نور، رسما آغاز می شود.

پیش بینی می شود که مضمون اصلی این مراسم یک چیزی خواهد بود تو مایه های "من راضی، تو راضی، گور پدر ناراضی"

پ.ن:

خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد؟

+نوشته شده در دوشنبه 12 مرداد1388ساعت1:43توسط پرسه //